الان یه زمانی تو مایه های وسط ظهره اما آسمون به رنگ آبی کمرنگه و خورشید هم پیداش نیست.
فضا خیلی باز و خالی و غمناکه و چشای منم بدجوری نمناک شده.
نمیدونم 22 بهمن پارسال چه ربطی به الان داره که دلم گرفته و یاد بروبچ افتادم ؟
واااااای نمیدونم چم شده الان دستام عین تام هنکس تو "نجات سرباز رایان" شده
آره فکر کنین الان باید جام تو تیمارستانی چیزی باشه خیالی نیست ...
خیلی دلم تنگه ... یادته اون روزا که تو هاگزمید دوست داشتنی می پلکیدیم و میرفتیم سه دسته جارو ؟ اون روزا که باد آروم می وزید خیابونا خلوت و تاریک پیچ می خوردن و ما خلوتشو بهم میزدیم؟
الان هیچکی نیست ... هری رفت دره گودریک ... کرام که دیگه با بروبچ جدیدی می پره ... مارکی هم رفته,به امید یه هوای تازه تر!؟...کالین که حالا هرجا رینگیتور باشه هست ... هرمیون از اول هم نبود هنوز هم نیست ... پاملا که هزار سال یه بار از ولایتش میاد! ...دامبلدور که انگار نه انگار وجود داره ... پرسی هم اصلا نمیدونم جزو بروبچ حساب میشه یا نه ؟؟ ... دیمنتور می مونه فقط که اونم همیشه برای همه هست !
دلم نمیخواد فکر کنم اون روزا برنمیگرده! اما برنمیگرده! همه یه آدمای دیگه ای شدن! بزرگ شدن ؟
کجایی که ببینی فولوشیپ آو دِ مینیستری از هم پاشیده ؟ یکی به کوههای هلاکت رفته یکی تو جنگ زندگی داره دست و پنجه نرم میکنه. یکی در حال سقوط با بالروگه و یکی عاشق یکی دیگه . یکی انگار مرده و یکی خیانت کرده . یکی فقط با یکی دیگه از فولوشیپ میپره ...
امروز چه روز گندیه!
|
امروز خواندن هری پاتر يک وظيفه ملی است کنفوسيوس حکيم
در راستای اينکه يا نويسنده رمان هری پاتر آنرا از روی جمهوری اسلامی نوشته و يا جمهوری اسلامی از روی رمان هری پاتر اداره می شود، و با توجه به اينکه جمهوری اسلامی قبل از رمان هری پاتر بوجود آمد، لذا احتمال تقليد عزيزان جمهوری اسلامی و دشمنان محترم آن از روی اين رمان فراوان است. عناصر مشابه به شرح زير عرض می شوند:
1) زندان آزکابان: آنها زندان آزکابان دارند، ما زندان اوين داريم. در هر دو تا وقتی آدم می رود از شخصيتش تهی می شود و وقتی بيرون می آيد ديوانه شده است. 2) ديوانه سازها: سازمان امنيتی و نيروی پليس امنيتی در هری پاتر و جمهوری اسلامی بوسيله موجوداتی اداره می شود که به آنها ديوانه ساز می گويند. کار ديوانه سازها اين است که وقتی به متهم نزديک می شوند، او ابتدا بشدت احساس سرما و تاريکی می کند و همه خاطرات خوب و احساس های خوبش را از دست می دهد و فقط چيزهای بد يادش می ماند. بعد به تدريج ديوانه می شود و بعد با يک ماچ( بوسه مرگ) روحش را از او می گيرند. 3) کورنليوس فاج( مقام معظم وزارت سحر و جادو): اصولا وزير سحر و جادو يک جور ولی فقيه است که همه امور جادويی را کنترل می کند و در همه جا نماينده دارد. وزير مربوطه دچار توهم است و فکر می کند ديگران می خواهند او را از بين ببرند و مقامش را از دست او بگيرند. و هميشه در مورد دشمن حرف می زند، ولی اسمش را نمی برد. 4) آقای دامبلدور( برادر خاتمی): آقای دامبلدور يک پيرمرد جادوگر نيک انديش خوش تيپ و مهربان و خوش قيافه است که رئيس مدرسه جادوگری هاگوارتز است. او مورد علاقه اکثر جوانان( غير از آقازاده هايی مثل دراکو مالفوی) و اساتيد دانشگاه است. اما دامبلدور قدرت قانونی ندارد و حتی مدرسه خودش را هم نمی تواند اداره کند و وزارت می تواند برای مدرسه او تعيين تکليف کند. 5) لرد ولد مورت يا اسمشو نبر( اپوزيسيون): اين لرد ولد مورت بدبخت فلک زده چيزی است شبيه اپوزيسيون يا حکومت سابق و نيروهای ارتجاعی که زمانی از بين رفته است و حالا عوامل و عناصر سرسپرده استکباری اش با استفاده از جادوی سياه تلاش می کنند که اپوزيسيون تشکيل دهند و قدرت را مجددا به لرد ولد مورت بدهند. اين لرد که از اين ور دنيا به آنور سرگردان است به کمک عناصر مساله دار نيازمند است تا دوباره قدرتش را به دست بياورد. 6) هری پاتر( يا نسل جوان و جنبش دوم خرداد): تا چند سال پيش که هری پاتر بچه بود همه توی سرش می زدند، ولی از زمانی که شرايط سنی اش بالا رفته و حق شرکت در انتخابات را دارد، حالا آدم حسابش می کنند. هری پاتر بدبخت دارای يک نيروی الکی است که معلوم نيست از کجا آمده، بدون اينکه خودش بخواهد در هر مرحله پيروز می شود و در حالی که دائما به انسداد سياسی می رسد، اما به اشکال مختلفی با کمک امت هميشه در صحنه و جوانان عزيز به مرحله بعد می رسد. البته اوايل اوضاعش بهتر پيش می رفت، اما به تدريج همه با او مخالفت کردند و فعلا حالش خراب است. 7) لوسيوس و دراکو مالفوی( آقا و آقازاده): در رمان يک آقايی کمابيش شبيه هاشمی رفسنجانی وجود دارد که هم پولدار است و هم در همه جا نفوذ دارد ، هم با دامبلدور رابطه دارد و هم با وزارت، پسرش مثل آقازاده هاست و از مخالفان هری پاتر است. 8) مدرسه هاگوارتز: اين مدرسه محل آموزش جادوگری است. يک چيزی شبيه حوزه علميه خودمان. در آن ستاره شناسی و اصطرلاب، اوراد، جانوران جادويی، گياه شناسی جادويی، معجون سازی، رياضيات جادويی، پيشگويی و پيش بينی و مقابله با جادوی سياه ياد می دهند. در اين مدرسه گريفندوری ها مثل دفتر تحکيم وحدت هستند واسلايترينی ها مثل موتلفه. 8) خودی ها و غير خودی ها( جادوگران و مشنگ ها): ملت در رمان هری پاتر و جمهوری اسلامی بر دو نوعند، يا جادوگرند( خودی) و يا مشنگ( غير جادوگر و غير خودی). بعضی عناصر غير خودی توانايی ورود به قدرت جادويی را دارند، اما تندروهای خودی با مشنگ ها و مشنگ زاده ها که به آنها غيرخودی يا گندزاده هم گفته می شود، مخالفند.
نتيجه گيری اخلاقی: وقتی ذهن آدم مريض باشد از هر چيزی يک مسخره بازی سياسی در می آورد.
|
| سيد ابراهيم نبوی |