اینقدر حرفای دلم زیاده که دیگه کم آوردم...
واسه همینه که بیخیال شدم.
خیلی اتفاقا افتاده. اما اگر هم اتفاقی نمی افتاد , بازم حرفای زیادی بود برای گفتن.
(let the rain fall on the window pane...)
حرفای دل احتیاج به اتفاق خاصی برای گفتن نداره.
همه شماهایی که منو بیشتر وقتا میبینین, بهم نمیخوره غمگین باشم. نه؟
نمیدونم ... همونطوری که مهرداد گفت نموتونم به دلم دروغ بگم...
(...then tears on your pillow come bleeding...)
نمی تونم واقعیاتو از دلم پنهون نکم.
و بعد نتیجه این میشه که از خودم و دلم متنفر میشم که,
چرا نمیتونه دوست نداشته باشه ؟
(...weeping from your heart)